قم شناسی (42)كرامات مسجد جمکران قسمت پنجم
بر اساس كرامت ثبت شده در دفتر ثبت كرامات مسجد مقدس جمكران
شناسنامه كرامت
موضوع كرامت: رفع مشكل نازائى و بچه دار شدن
منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمكران، شماره 313
مشخصات: خانم ز - ع، اهل ساوه، خانه دار
زمان كرامت: حدود سال 1376
مكان كرامت: مسجد مقدّس جمكران
تاريخ ثبت كرامت: 1377
اسناد و مدارك: راديوسكوپى، راديوگرافى، آزمايش اسپرم، راديولوژى، اولتراسونوگرافى.
زير نظر پزشكان متخصص: وندى، شيوعى، مهاجرى، جاويدى، احمدى
اظهار نظر پزشكى:
با عنايت حضرت حق باردارى اتفاق افتاده است.
خلاصه كرامت:
تا هفت سال انتظار بچه را مىكشيديم و در عين حال با مراجعه به دكترهاى مختلف و استفاده داروهاى گوناگون بالاخره از درمان نااميد شديم. به همسرم گفتم: حالا كه جواب رد مىدهند بيا به مسجد مقدّس جمكران برويم و از حضرت صاحبالزمانعليهالسلام بخواهيم.
با عنايتى كه شب تولد حضرت زهرا عليهاالسلام به من شد و با استمرار آمدن به مسجد مقدّس جمكران، بحمداللَّه امام زمان عليهالسلام عنايت فرمودند و خداوند فرزندى به ما عطا كرد.
شرح واقعه از زبان خانم ز - ع:
در سال 1367كه ازدواج كردم، مانند تمام زوجهاى جوان منتظر هديهاى از طرف خداوند بوديم تا گرماى زندگيمان را دو چندان كند، ولى بعد از هفت سال انتظار و مراجعه به دكترهاى مختلف و استفاده از داروهاى گوناگون، سال گذشته با نااميدى كامل، از مراجعه مجدد به پزشكان مأيوس شديم. بعد از عاشوراى حسينى بنده به همسرم گفتم:
«حالا كه دكترها به ما جواب رد دادهاند، بيا به مسجد مقدس جمكران برويم و به امام زمان عليهالسلام متوسل شويم».
از همان موقع شروع كرديم هر هفته، شبهاى چهارشنبه به مسجد آمديم، سه هفته بود كه به جمكران آمده بوديم و هر بار با توسل به آقا حجة ابن الحسن عليهالسلام از حضرت حاجتمان را طلب مىكرديم.
يك هفته قبل از تولد حضرت زهرا عليهاالسلام خواب ديدم:
شوهرم آمد و مرا صدا كرد و گفت: آقا سيدى شما را كار دارند. وقتى بيرون آمدم، سيدى را ديدم، ايشان به من فرمودند:
اين قدر گريه و زارى نكن، صبر كن حاجتت را مىدهيم.
گفتم: من جواب اين و آن را چه بدهم؟
تا سه مرتبه فرمودند: حاجتت را مىدهيم.
شب ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام منزل خواهر شوهرم جشن بود، من در آنجا هم خيلى ناراحت بودم، گريه مىكردم.
شب بعدش هم به جمكران آمديم و باز خيلى گريه كردم، وقت سحر خواب ديدم: «آقا امام زمان عليهالسلام آمدند و يك پارچه سبزى در دامن من گذاشتند. عرض كردم: اين چيست؟ فرمودند: بازش كن!
من پارچه را باز كردم، ديدم داخل پارچه، بچهاى زيباست، من او را به صورتم چسبانده بودم و مىبوسيدم».
از خواب بيدار شدم، فهميدم كه حضرت حاجتم را عنايت فرمودهاند. وقتى هم كه مىخواستم زايمان كنم، باز آقا را در خواب زيارت كردم.
بعد از آن با اينكه باردار بودم و همه مىگفتند: به مسجد نرو! ولى بنده مرتب به جمكران مىآمدم و هفته چهلم مصادف با شب عيد نوروز بود كه به اين مكان مقدّس مشرّف مىشدم.
اگر درمان درد خويش مىخواهى بيا اينجا
دوا اينجا، شفا اينجا، طبيب دردها اينجا
دكتر غلامرضا باهر و دكتر محسن توانانيا، از اعضاء هيئت پزشكى دار الشفاء حضرت مهدى عليهالسلام در رابطه با عنايت مذكور مىگويند:
«بررسىهاى پزشكى آقاى ص و خانم ع كه تا هفت سال بعد از ازدواج، صاحب فرزندى نشده بودند، به نظر مىرسد كه مشكل عينا مربوط به آقاى ص بوده است كه معمولا در مواردى كه مسأله به اين نحو باشد جواب درمان مشكلتر مىباشد، به همين دليل ظاهرا درمان قطع بوده و بعد از مدتى به طور خود به خود با عنايت حضرت حقّ باردارى اتفاق افتاده است».
http://www.jamkaran.info/Page_View.aspx?id=27
شناسنامه كرامت
موضوع كرامت: رفع مشكل نازائى و بچه دار شدن
منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات و خاطرات مسجد مقدّس جمكران، شماره 313
مشخصات: خانم ز - ع، اهل ساوه، خانه دار
زمان كرامت: حدود سال 1376
مكان كرامت: مسجد مقدّس جمكران
تاريخ ثبت كرامت: 1377
اسناد و مدارك: راديوسكوپى، راديوگرافى، آزمايش اسپرم، راديولوژى، اولتراسونوگرافى.
زير نظر پزشكان متخصص: وندى، شيوعى، مهاجرى، جاويدى، احمدى
اظهار نظر پزشكى:
با عنايت حضرت حق باردارى اتفاق افتاده است.
خلاصه كرامت:
تا هفت سال انتظار بچه را مىكشيديم و در عين حال با مراجعه به دكترهاى مختلف و استفاده داروهاى گوناگون بالاخره از درمان نااميد شديم. به همسرم گفتم: حالا كه جواب رد مىدهند بيا به مسجد مقدّس جمكران برويم و از حضرت صاحبالزمانعليهالسلام بخواهيم.
با عنايتى كه شب تولد حضرت زهرا عليهاالسلام به من شد و با استمرار آمدن به مسجد مقدّس جمكران، بحمداللَّه امام زمان عليهالسلام عنايت فرمودند و خداوند فرزندى به ما عطا كرد.
شرح واقعه از زبان خانم ز - ع:
در سال 1367كه ازدواج كردم، مانند تمام زوجهاى جوان منتظر هديهاى از طرف خداوند بوديم تا گرماى زندگيمان را دو چندان كند، ولى بعد از هفت سال انتظار و مراجعه به دكترهاى مختلف و استفاده از داروهاى گوناگون، سال گذشته با نااميدى كامل، از مراجعه مجدد به پزشكان مأيوس شديم. بعد از عاشوراى حسينى بنده به همسرم گفتم:
«حالا كه دكترها به ما جواب رد دادهاند، بيا به مسجد مقدس جمكران برويم و به امام زمان عليهالسلام متوسل شويم».
از همان موقع شروع كرديم هر هفته، شبهاى چهارشنبه به مسجد آمديم، سه هفته بود كه به جمكران آمده بوديم و هر بار با توسل به آقا حجة ابن الحسن عليهالسلام از حضرت حاجتمان را طلب مىكرديم.
يك هفته قبل از تولد حضرت زهرا عليهاالسلام خواب ديدم:
شوهرم آمد و مرا صدا كرد و گفت: آقا سيدى شما را كار دارند. وقتى بيرون آمدم، سيدى را ديدم، ايشان به من فرمودند:
اين قدر گريه و زارى نكن، صبر كن حاجتت را مىدهيم.
گفتم: من جواب اين و آن را چه بدهم؟
تا سه مرتبه فرمودند: حاجتت را مىدهيم.
شب ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام منزل خواهر شوهرم جشن بود، من در آنجا هم خيلى ناراحت بودم، گريه مىكردم.
شب بعدش هم به جمكران آمديم و باز خيلى گريه كردم، وقت سحر خواب ديدم: «آقا امام زمان عليهالسلام آمدند و يك پارچه سبزى در دامن من گذاشتند. عرض كردم: اين چيست؟ فرمودند: بازش كن!
من پارچه را باز كردم، ديدم داخل پارچه، بچهاى زيباست، من او را به صورتم چسبانده بودم و مىبوسيدم».
از خواب بيدار شدم، فهميدم كه حضرت حاجتم را عنايت فرمودهاند. وقتى هم كه مىخواستم زايمان كنم، باز آقا را در خواب زيارت كردم.
بعد از آن با اينكه باردار بودم و همه مىگفتند: به مسجد نرو! ولى بنده مرتب به جمكران مىآمدم و هفته چهلم مصادف با شب عيد نوروز بود كه به اين مكان مقدّس مشرّف مىشدم.
اگر درمان درد خويش مىخواهى بيا اينجا
دوا اينجا، شفا اينجا، طبيب دردها اينجا
دكتر غلامرضا باهر و دكتر محسن توانانيا، از اعضاء هيئت پزشكى دار الشفاء حضرت مهدى عليهالسلام در رابطه با عنايت مذكور مىگويند:
«بررسىهاى پزشكى آقاى ص و خانم ع كه تا هفت سال بعد از ازدواج، صاحب فرزندى نشده بودند، به نظر مىرسد كه مشكل عينا مربوط به آقاى ص بوده است كه معمولا در مواردى كه مسأله به اين نحو باشد جواب درمان مشكلتر مىباشد، به همين دليل ظاهرا درمان قطع بوده و بعد از مدتى به طور خود به خود با عنايت حضرت حقّ باردارى اتفاق افتاده است».
http://www.jamkaran.info/Page_View.aspx?id=27
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۴ ساعت 21:44 توسط یاسری
|